" هدیه به خدا "


هــدیه به خـــدا


وقتی برای سخنرانی به شهر دنور رفته بودم، در بین راه برای استراحت کوتاهی، جایی توقف کردم. مرد واکس زنی را دیدم و فرصت را غنیمت شمرده و از وی خواستم کفش هایم را واکس بزند. وقتی به عملکرد آن مرد واکس زن توجه کردم، دیدم که با شوقی شگفت انگیز، کفش های مرا واکس می زند. کفش هایم تا به آن روز چنین ظرافت و مهربانی از کسی دریافت نکرده بودند!

 

مرد که لبخند بزرگی بر لب داشت، به نظر می رسید در نوعی خلسه عارفانه فرورفته است. بیش از پانزده دقیقه طول کشید تا کفش هایم را واکس بزند. وقتی به او گفتم " هیچ کس با چنین توجه و ظرافتی به کفش هایم محبت نکرده بود! "، او گفت:


هـــدیه به خـــــدا

 

 وقتی منظورش را پرسیدم، گفت: از اینکه یکی از فرزندان خدا هستم و عشق و برکت فراوان خداوند را دریافت می کنم، احساس خوشبختی می کنم. به خاطر ستایش عشق خـــــــــدا، هر کار خوبی را انجام می دهم  و آن را به عنوان هدیه ای به خدا می دانم... او می گفت که " حضور خدا را در هر آنچه می بیند و لمس می کند، احساس می کند. "

 

تماشای او، همانند تماشای عابدی غرق در نیایش و تعمق بود. تواضع و شادی عمیقی را در وجود آن مرد احساس می کردم. آن روز، تجربه ای شگفت انگیز نصیبم شد؛ از آن روز سعی کردم تمام افکارم را برای انجام هر کاری، روی فرکانس " هدیــه بــه خــــدا " تنظیم کنم.

 

 --------------------------------------------------------------

برگرفته از کتاب تـو، تــــویی؟! ( جلد اول ) - چاپ یازدهم

 

امیررضا آرمیون

--------------------------------------------------------------

 

www.URU.persianblog.ir


/ 5 نظر / 54 بازدید
شهلا

آن که به خداوند پاک و مهربان بیش از دیگران امید و بیم بسته است,بیش از همه در خور ستایش است.بزرگمهر

یه دوست

واقعا خیلی جالبه که ادم در اوج ناامیدی از همه چیز بازم یه امید گنگ و مبهمی داره...

tina

salam babate Emeiletoon mamnoonam [گل][گل][گل] khoshhall misham az webe manam didan konin

آرامش

شما هم هدیه از خدا برا ما ایرانیان هسیتد.تبریک.ممنون

مینا

سلام واقعا از همه چیز ممنون از مطالبتون از موزیک زیبا و کلا از زحماتتون خدا خیرتون بده ممنون